آقا بسه دیگه شورشو درآوردین این همه میگین لولو و ممه و اینا آدم یه جوری میشه.اصلا به شماها چه که لولو چیو برده.دلش خواسته ممه رو برده.تو ممه تو دو دستی بچسب باد و لولو با هم نبرنشون
ای ساعت احمق زنگ دار....بدان و آگاه باش که دیگر برایم زنگ زدن هایت در زمان خواب دیدنم قابل تحمل نیست.تمام خواب هایم نصفه و نیمه شدن. دفعه ی دیگه میندازمت توی سلط آشخال.برام هم گذشته ی وفادارانه ات مهم نیست.ملاک حال اشیا است.
دیشب کسی رو توی خوابم از خودم رنجوندم و گریه اش انداختم که خیلی چهره اش برام آشنا بود اما الان یادم نمیاد کی بود. اون فردی که گریه اش انداختم توی خواب خودش با پای خودش بیاد خودشو معرفی کنه.
اینایی که دارن میگیرن مزاحمین نوامیس نیستند.خود نوامیس هستند. چه به سر ملتی اومده که پارسال از یه تیکه برگه ی رایشون نمیگذشتند اما حالا از ناموسشون میگذرن و فوقش یه آه بکشن.
این عکس رو ببینید.صرف نظر از اینکه یه شبح مثل دود سیاه در لاست داره مهر این تمبر رو میزنه منو به این فکر فرو برد که مرکز امور زنان و خانواده ی ریاست جمهوری دقیقا به امور چه کسانی رسیدگی میکنه؟ منظور از ریاست جمهوری شخص ریاست جمهوره؟ یعنی چی این مرکز؟
به نظرم با این روال باید از اینترینگ سایتهای فیلترنت به جای روال سابق استفاده کنیم. اصل بر این باشد که همه چی از دم فیلتر است و برای سایتهای معدودی اینترینگ رو اعمال کنیم با دستور مراجع قضایی.
مدیر سایت مفید بلاگفا رو میندازن زندان.با مدیران سایتهای غیرمفید چیکار میکنن؟ اصولا اینترنت غیر مفید است و در این ها برخی سایتها کمتر غیرمفید هستند مثل بلاگفا.در کل هرکس با اینترنت کار کند به زندان افکنده میشود.
مرحوم ارحام صدر -مرحوم بیژن مفید -مرحوم محمدعلی فردین دلم برای این سه تا خیلی میسوزه.فقط دلم میخواد بدون به کدامین گناه و کدامین جرم؟ خنداندن مردم و کار برای کودکان و سوپر استاری سینما جرم سنگینی ست. ایران به شما افتخار میکند...
چه اصراری داری بری دانشگاه که هم خودت ضایع بشی هم حراست رو به زحمت بندازی هم ساندیس رو گرون کنی هم دانشجوها رو عصبی کنی؟ خب برو پارک.یا برو تو صف نون یا.... یا هیچ جا نرو.
آفرین.باریکلا.هرکاری میخوای بکن.قبر استاد بنان رو هم خراب کن.اما اینو بدان که درهمیشه روی یه پاشنه نمیچرخه. شدی عین این بچه لوسا که تا یکی اخمشون میکنه شروع میکنن به کارهای زشت تر کردن.
هروقت برای امتحان حاضر نیستی و درس ات رو نخووندی استاد سر ساعت میاد و کاملا جدی امتحانش رو میگیره هروقت برای امتحان حاضر هستی و درس ات رو خووندی استاد اون روز نمیاد و امتحانش رو به تعویق میندازه.
آقا اگه گشت ارشاد رو راه بندازی و همه ی بدحجابا رو جمع کنی اینا انرژی زیادی دارن که ذخیره شده اگه یهو آزاد بشه حداقل 10 ریشتر تهران زلزله میاد ها. از ما گفتن بود...
اصولا در پشتی و در زیرزمین بسیار در مفید و خوبیه و در مواقعی حتی بیشتر از در اصلی و آدم رو کاربرد داره و ما میتونیم برای شرکت مخفیانه در همایشها از آنها استفاده کنیم.
یکی بود یکی نبود چهار تا دوست بودند به اسم بهارون و تابستون و پاییزون و زمستون.طبیعت از اینها خواست توی سال تقسیم بشن.اونی که اسمش بهار بود قرار شد اول باشه.گفت زمان من هوا معتدله.درختا شکوفه دارن.پرنده ها میخوونن و همه جا سبزه سبزه....تا رسید به زمستون.گفت که زمان من هوا سرده.همه جا یخ بندونه.همش برف میاد. قرار شد زمستون سر بیاد و بهارون شکفته بشه و گل سرخ خورشید باز بیاد و شب گریزون بشه...
این وبلاگ اگه حتی یک مخاطب هم داشته من میتونم خوشحال باشم که حداقل یک نفر هست که بدونه من نسبت به اتفاقات یک سال اخیر بی تفاوت نبودم. به خدا سوگند که هدفم از وبلاگ نویسی جز این نبوده و نیست.
هنر رانندگی یعنی اینکه راننده پیکان باشی و برف پاک کنت هم خراب باشه و بخاری هم نداشته باشی و شیشه هم کاملا بخار گرفته باشه و هیچی هم معلوم نباشه و به راهت ادامه بدی.
و ناگهان در آمدند گفتند زلزله هیچ دلیل و بحث علمی ندارد و همه اش به روابط ناسالم دختر و پسر مربوط است و هرچقدر روابط ناسالم تر ریشتر بیشتر.
...و هیچ کس دیگر هیچ سراغی از آقای گودرزی و آقای شقایقی نمیگیرد و از رابطه ی میان آن دو.
ناگهان در آمدند گفتند ما در عرصه ی مردانه به خودکفایی رسیده ایم و ای مردان تعجیل کنید تا قوت دارید که بچه کمه. ...و نمیدانستیم که او چرا میگفت بچه کم است.
شماره تلفن هشت رقمی شد تا یه سال ملت همون قبلی رو میگفتن. اسم خیابون 30 ساله که عوض شده هنوز بعضی ها توی آدرس اسم قبلیه رو میگن. پلاک خونه ها عوض میشه ملت با پلاکارد و کاغذ و اعلامیه و پارچه نویسی شماره پلاک قبلیشون رو به در میزنن.
آقا یه ماشین برای تهران درست کنین دوتا دنده داشته باشه.توی تهران همین دوتا هم زیادیه.یا یه دنده درست کنین به حالت نیم کلاج.دنده عقب هم نمیخواد.پشت سر کیپ تا کیپ ماشین وایساده.آقا برو جلو یه جا پیدا کن دور بزن.اه
یه توپولوف دیگه هم تلپ افتاد زمین.انگار خاک قبرستون پاشیدن روی موتورش که هروقت روشن میشه تا عیب پیدا نکنه ول نمیکنه.خیلی ها با سقوط این هواپیما شیرینی پخش میکنند. هواپیمای مطمئن مثل زنبور بی عسله.
ما فارس ها به افغانها به چشم برده نگاه میکنیم ما فارس ها به عربها به چشم سوسمارخور نگاه میکنیم ما فارس ها به ترکها به بدترین شکل توهین میکنیم و حتی نمیتونیم ببینیم که به تراکتورسازی بگن تیراختور.
یکی با ترحم نگاهت میکنه. یکی با خشم و غضب نگاهت میکنه. یکی به دیده ی تحقیر نگاهت میکنه. در میان راست دستان چپ دستی چه جرم سنگینی ست.حتی یک صندلی هم نباید برای تو باشد.
پیانوی ریچارد کلایدرمن و راننده تاکسی خطی. اتفاق عجیبی بود.داشتم باور میکردم که اتفاق عجیبی داشت رخ میداد که ناگهان راننده به خودش اومد و عوض کرد این مزخرفات رو و حمیرا گذاشت.
طرف بین دوتا مرد سبیل کلفت عقب ماشین نشسته گرمش شده میگه من گرممه زیرنویس میزنه I am Hot طرف مردک سبیل کلفت رو ماچ میکنه میگه نوکرتم زیرنویس میزنه I Love You یکی یه فکری به حال زیرنویس های شبکه جام جم بکنین.خیلی خطریه.یه خارجی ببینه چی میگه آخه؟
ماشین کنترلی بادبادک دوچرخه دختر همسایه دبستان دندون شیری مشق امتحان راهنمایی بلوغ دخترهمسایه درس امتحان دبیرستان درس دختران همسایه موبایل امتحان کنکور دانشگاه دختران دانشگاه اتومبیل آینده سربازی کافور صبجگاه شغل کارمضاعف حقوق ناچیز همت مضاعف خاستگاری ازدواج دعوا جنگ قوم ظالمین بچه پوشک سروصدا اخراج از کار بی پولی نوه بازنشستگی عرزاییل سکته مرگ پایان. بعد از پایان دعوای ورثه...
توی گرما میری دهنت صاف میشه تا هوا خنک بشه و تا میاد خنک بشه باید برگردی تهران. توی سرما میری دهنت صاف میشه تا هوا گرم بشه و تا میاد گرم بشه باید برگردی تهران.
دیگه انسان های غارنشین هم برای ارتباط با همدیگه از دود سیاه و سفید استفاده نمیکنند.از اینترنت و موبایل استفاده میکنند. اونوقت ما تو ایران هرجایی که میریم مسافرت موبایلمون دیگه آنتن دهیش تعطیل میشه و دسترسی به اینترنت هم که دیگه نگم بهتره.
ساعت 21:02 سال تحویل شد اما یه نکته یی این وسط روشن نشد و آن اینکه الان 29 اسفند 1388 است و سال 1389 تحویل شد و اگر تحویل شد یعنی الان به جای 88 باید بگوییم 89 پس میشه 29 اسفند 1389.یعنی فردا اول فروردین 1390 است؟ بیچاره اون بچه ای که امشب بین ساعت 21 تا 24 به دنیا بیاد.
وقتی که یه سال دیگه گذشت و یه سال دیگه نیز شروع شد و تا میای بفهمی که چی شد دوباره سال تموم میشه و یه سال دیگه شروع میشه و دوباره و دوباره این روند تکرار میشه تا .... نوروز بر ایرانیان مبارک
بوی باروت بوی خون .... ....وحشت ریختن مامور توی کوچه از سروصدای زیاد ....فکر ترقه در کردن یه دختر چادر سیاه با اینا زمستونو سر میکنم با اینا روزگارمو سر میکنم
اگه یک درصد مردم هم به خاطر سروصدا و سن بالا یا هرچیز دیگه یی نرن امشب توی خیابون و رسم جاهلانه و ابلهانه شون رو به قول شما به جا نیارن مینشینن توی خونه ویکتوریا نگاه میکنن. پس خواهشا اینهمه خودت رو به زحمت ننداز که جشنواره فیلم پخش کنی.برو بیست و سی ات رو پخش کن.
یکی به من توضیح بده چرا باید زیباترین قسمت چهارشنبه سوری که به هیچ کس آسیب نمیرسونه حرام اعلام بشه و کاری احمقانه قلمداد بشه واز این حرفها.... ....اما تا حالا کسی نیومده مواد مخدر رو حرام اعلام کنه.
یعنی مشکل مملکت ما با نپریدن از روی آتیش حل میشه؟ یعنی چهارشنبه سوری برگزار نشه همه چیز درست میشه؟
ترکیه میره گاس هیدینک رو مربی تیمش میکنه اونوقت توی ایران بین مایلی کهن و قطبی و قلعه نوعی و دایی جنگه که کی بهتره. یکی از اون یکی بدتره.اما قرارداد های میلیونی میبندن. اسم مربی خارجی رو هم نباید بیاریم که پول بیت المال هدر نره.
یه زمانی همه گاو و گوسفندهاشون رو میفروختن میرفتن ماشین میخریدن. حالا همه گاو و گوسفندهاشون رو میفروشن میرن مدرک دکترای مدیریت میخرن. با این همه مدیر کارمندی هم باقی مونده؟
ما کاری به حکم نداریم...حکم رو کاغذ مال محکمه ست.اصلیت حکم مال خداست... گلریزون میکنیم برا کسی که آزاد میشه از این چهاردیواری که همه دنیا چهاردیواریه... سلامتی سه تن:ناموس و رفیق و وطن...سلامتی سه کس:زندونی و سرباز و بی کس... سلامتی باغبونی که زمستونش رو بیشتر از بهار دوست داره...سلامتی آزادی,سلامتی زندونی های بی ملاقاتی...
با این عیدی که حال و هوای عید نداره چه کنیم؟ با این چهارشنبه سوری ای که حال و هوای سنتی خودش رو نداره چه کنیم؟ با این آدم های عصبی که دیگه مثل قبل نیستند چه کنیم؟ با این ذهن خسته و ناامید خودمون چه کنیم؟
اینکه وزیر راه گفته هواپیما سرعتش زیاد بود شیراز رو رد کرده رفته کیش من رو یاد مسعود شصتچی و خلبانیش انداخت.اونجا که داشتن کباب درست میکردن. سرعت زیاد یعنی چقدر؟ بابا جان کنکورد که نبوده که.توپولف بوده.
یکی به من بگه دقیقا چه مراحل و آزمون هایی رو باید پشت سر بذاریم تا بهمون گواهینامه ازدواج بدن. فکر میکنم استقامت در زندگی و آموزش لبخند آرامش بخش و گرم کردن محیط خانواده در یک دقیقه و آمادگی دفاع در برابر خانواده همسر و ... از موارد امتحانیه.
از یه طرف میگن دانشجوها و استادهای دگراندیش و مثل ما نیاندیش را از دانشگاه بیرون میکنیم از یه طرف میان کرسی های آزاد اندیشی میذارن تا نظر مخالفان را بشنوند. اولی تهدیده دومی راسته؟ یا اولی راسته دومی تله است؟
جرمت این بود که گفتی دوباره می سازمت وطن. جرمت این بود که نمیدانستی نباید بیت المال را هدر داد و مملکت ساخته شده را نباید دوباره ساخت. جرمت این بود که نمیدانستی که نباید از مقام زن دفاع کنی. جرمت این است که زن هستی.
آخه آقاجان میخوای یه جایی رو رنگ بزنی یه کاری کن که آدم بفهمه رنگ زدی.یه علامتی یه برگه ای یه چیزی بنویس که اینجا رنگ شده.من باید بو بکشم که بفهمم اینجا رنگ شده؟ بهش هم حرف بزنی میگه شما با کار من مشکلی داری؟
برادر کاریکاتور مانا نیستانی را خاطرت هست که ملت آذربایجان چه کردند بعد از آن؟ امروز را هم به خاطر بسپار که کیهان به آنان توهین میکند به لهجه شان به فرزندشان به عقایدشان و آنان دم نمیزنند و برایشان اس ام اس تراکتور مهم تر از فرهنگشان شده.
حالا چه اصراری که دانشگاه تهران جنوب حتما باید جنوب تهران باشه؟ یا تهران شمال حتما شمال تهران؟ مگه به اسمه؟ حالا اگه به اسم باشه یعنی هرکی توی شریفه آدمه شریفیه؟ یا هرکی دانشگاه تهرانه تهرانیه؟
به یاد دکتر مصدق و برای دکتر مصدق و تقدیم به دکتر مصدق
دویدن سهم کسانی ست که نمی رسند و رسیدن سهم کسانی ست که نمی دوند بهت خیانت کردند,رفیقانت را کشتند,محاکمه ات کردند,تبعیدت کردند. اما همیشه در قلب ملت ماندگار مانده ای و خواهی ماند.
پر از وصله و پینه شده.دائم داره تهدید میشه.چروکیده و کم حوصله شده.از فرط خستگی نای حرکت نداره.هر روز یه قسمتیش زخمی میشه و دائما داره کنترل میشه.خیلی غمگینه.دیگه از اون شور و نشاط خبری نیست.رفیقانش رو هم غمگین کرده. اما فعلا کاریش نمیشه کرد.
1-windowsرو بد نصب کردی صفحه موج داره و دکمه standbyنداره. 2- از وقتی این برنامه رو ریختی توی گوشیم عکس هام پاک شده و برنامه ها اجرا نمیشه. 3-از وقتی babylon رو نصب کردین windows رو ویروسی کرده. 4-یه modem بلد نیستی نصب کنی.پس تو چی بلدی؟(cd مودمه نبود) 5-این رو که خودم هم بلد بودم.
دیگه باید به جای واژه ی استعمارگر پلیس از پاس ور استفاده کنیم. حالا این اگه سرهم نوشته بشه میشه پاسور. به جای نیروی انتظامی از دل استفاده میشه که در دل مردم جای داره و به همین منوال بقیه ی قوا اسمگذاری میشن. حالا مثلا به سرهنگ نیروی انتظامی میگن پاسور 10 دل.(درجه ی نظامی از 2 و 3 تا شاه و آس) حالا ژوکر کیه؟ کی میدونه؟
چه اصراریه که توی تلویزیون نشون بدین مدیران زن آدمای بدی هستند و بلد نیستند هیچکاری بکنن و اگه هم تا حالا موفق بودن از صدقه سریه مردای فداکاریه که در کنارشون دارن میسوزن و میسازند.مثل آشپزباشی و یا هر فیلم و سریال دیگه یی که یه زن توش مدیره.
البته از دار و دسته ی عزت ضرغامی اینا بیشتر از این انتظار نمیره.
اول طرح یارانه ها قرار بود نفری 70 یا 80 هزار تومان به هرکس بدند.بعد رسید به 30 هزار تومان.الان رسیده به ماهی 16 هزار تومان. این طرح وقتی به مرحله اجرا برسه از هرکس نفری 20 هزار تومان میگیرند.نمی گیرند؟
حالا دیگه هیچ اعتمادی در میان ما نیست. اینکارها برای اینه که ملت مجبور شن برن کیهان بخوونن.آخرش برمیگردیم دوباره به زمانی که یه کیهان بود و یه اطلاعات.اینهمه روزنامه که نبود بچه جان.حرفی که پدرامون بهمون میزدن رو دوباره داریم میرسیم بهش. تا شاید ما هم به بچه هامون بگیم که 100 تا روزنامه داشتیم.99 تاش رو بستن.یه کیهان موند پسر جان.
سوال:ایرانیها از بین دو راه زیر کدام را برای طی کردن مسیر خود انتخاب میکنند؟ راه اول:یه مسیر خاکی که اولش یه برکه داره که توش یک عدد کروکودیل گرسنه منتظر شماست و یه کم اونورتر یه ماشین با سرعت 200 کیلومتر در ساعت بیرحمانه داره به شما نزدیک میشه.یه آدمکش هم براتون کمین کرده و جلوتر یه کم سیم خاردار و خرده شیشه و مین و نارنجک عمل نکرده و این چیزا هست و در انتهای مسیر یه ببر در انتظار شماست. راه دوم:یک پل عابر پیاده
میری داروخونه دارو بخری پول میدی طرف پول خرد نداره به جاش بهت یه بسته قرص میده. قرصی که باید با تجویز دکتر متخصص باشه شده جانشین بقیه پول. دو روز دیگه راننده تاکسیه هم یاد میگیره جای بقیه پول بهت آمپول میزنه.
روایت اول یارو میره خارج میگن اسمت چیه؟ SUN OF GOD BETWEEN TWO WATERS ORIGINALمیگه: میگن یعنی چی؟ میگه : شمس الله میاندوآبی اصل
روایت دوم مهدی کلهر، مشاور رسانهای رئیسجمهور: «به معنای اسم ندا آقاسلطان توجه کنید. ترجمه اسمش به انگلیسی میشود: «فریاد آقای شاه» یعنی این مملکت با سابقه 30 سال جمهوری اسلامی به جایی نرسید و باید آقای رضا پهلوی برگردد!!»
گوگل ملی ویندوز ملی لینوکس ملی ایمیل ملی مگه همون ویندوز یا جیمیل یا گوگل چه عیبی داره که حتما باید یه هزینه الکی بپردازیم و به هیچ جا نرسیم. بعد اینکه میگین گوگل ملی,این آخه یعنی چی؟ ویندوز ملی یعنی چی؟ یعنی میخوای فارسی ساز نصب کنی روی ویندوز و یا بری توی صفحه ی فارسی گوگل؟
وقتی قوانینی رو که یکی یکی خودت برای پیکره ی مطالب وبلاگ در نظر گرفته بودی زیر پات له میکنی. وقتی کم کم خودرای میشی و به نظرات هیچکس توجه نمیکنی. وقتی کم کم روحیه دموکراسی خواهیت رو از دست میدی. وقتی کم کم تغییر میکنی. وقتی کم کم دیکتاتور مآب میشی.
تم وبلاگ بسیار تم محبوبیه.وبلاگ نویسان سراسر عالم از این تم استفاده میکنند.حالا چهارتا گرد و غبار این گوشه کنار یه کارهایی میکنند و از این تم ایراد میگیرند بدانند که بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. اگر تمی دارند ارائه کنند تا به رای گذاشته بشه تا من این تم فعلی را دوباره انتخاب کنم
یه سریال اومدن ساختن و توش گند زدن به هرچی قهرمان ملیه. آقا جون مادرت دیگه از مفاخر ایرانی سریال نساز. واقعا اگر یه روز راجع به هخامنشیان سریال بسازین مطمئنین که از فیلم 300 بدتر و کینه ورزانه تر و تحریف شده تر نمیسازین؟
این وبلاگ; وقتی که قرار بود یه وبلاگ گروهی باشه! وقتی که قرار بود اساسنامه داشته باشه! وقتی که قرار بود بازدید کننده داشته باشه! وقتی که قرار بود خیلی اتفاق های خوب براش بیفته!!! اما....
میری از خودپرداز پول بگیری بری کادو بخری رمز رو فقط یه بار اشتباه میزنی کارتت رو ضبط میکنه و البته ساعت کاری بانک هم نیست. نتیجه اینکه کادو نمیتونی بخری
...آخه نمیشه که همه بد باشن تو یکی فقط خوب باشی که حکایت اون یارو شده که داشت با ماشین توی اتوبان خلاف جهت میرفت و به بقیه بد و بیراه میگفت که چرا اینهمه ماشین دارن خلاف جهت میرن
یکیشون میاد خیابون رو آسفالت میکنه هنوز کارش تموم نشده اون یکی میاد آسفالت رو خراب میکنه برای آب و فاضلاب و گاز و اینا. کار همه اینا که تموم میشه مترو میاد آسفالت و لوله کشی و کل خیابون رو خراب میکنه.
وقتی که زمان را گم کرده ام وقتی که خنده هایت را گم کرده ام وقتی که چشمانت را گم کرده ام وقتی که زندگی ام را گم کرده ام وقتی که خودم را گم کرده ام وقتی که تو را گم کردم
وقتی که قرار بود به آلمان برسیم وقتی که قرار بود به ژاپن برسیم وقتی که قرار بود به ترکیه برسیم وقتی که قرار بود به کجا برسیم وقتی که ببین به کجا رسیدیم
چه مراسم باشکوهی رو برگزار کردند.خوبیش به اینه که هیچکس هم نیست بهشون بگه که این از پول مردم بیچاره و گرسنه است و شما داری تظاهر میکنی و مراسم رو تحریم کنه.چرا؟ چون به این درک رسیدن که بدونن این برای افتخار و سربلندیه کشورشونه.
آخه این لنگر کشتیه مریض بوده این همه جا توی دریا صاف رفته خودش رو انداخته روی این فیبر نوریه بدبخت؟ جا نبود دیگه؟اصلا مگه بیکاری میای لنگر میندازی؟کنگر خوردی لنگر انداختی؟ در بحث تئوری احتمال انجام اینکار 0 درصد میباشد. اما در ایران احتمال اینکه در این مقطع این لنگر کشتی به این فیبر نوریه نخوره 0 درصده.
برادر صبح امروز که از خواب بیدار شدم از بوی یاس نوی توی گلدان مست شدم. خواسته ای دارم ازت.به عنوان یک شهروند امروزت,کسی که با تو در این جامعه زندگی میکند و به دنبال صدای عدالت میگردد و بهش میگویند یافت می نشود گشته ایم ما و به عنوان کسی که به دنبال اندیشه ای نو ست, از تو میخواهم ای هم میهن من که نشاط و اعتماد ملی را به سرزمین حکیم توس و بین مردم همه ی این جامعه ی شرقی برگردانی تا در کنار هم حیات نویی را آغاز کنیم. به کلمه ی سبزمان سوگند قابل انجام است
وقتی که شرق هنوز بود.وقتی که کلمه ی سبزی هنوز بود.وقتی که اعتماد ملی نیست؟چرا؟ هیچ فکر کردین؟وقتی که روزنامه های فله ای بودند هنوز.جامعه و نشاط و و توس و ... و حتی وقتی که کارگزارانی بود هنوز. وقتی که یک اعتماد نیم بند و نصفه نیمه ای هست هنوز در میان ما. و افسوس بر وقتی که حسرت توقیف تهران امروز و همشهری و اطلاعات را بخوریم و خدا نیاورد وقتی که بگوییم افسوس که کیهانی در میان ما نیست.
وقتی هیچ چیز وجود نداره که عادی باشه وقتی هیچ چیز وجود نداره که واقعی باشه وقتی هیچ چیز وجود نداره که قابل فهم باشه وقتی هیچ چیز وجود نداره که قابل پیش بینی باشه وقتی هیچ چیز وجود نداره که ....
آقا اگه خودت داشتی روی تولید سوخت 20 درصد کار میکردی حداقل چند سال باید روی این قضیه کار کرده باشی.در اون صورت چرا اومدی گفتی ما اینا رو بدیم به غرب؟ مگه نمیدونستی توی ایران دارن روی این قضیه کار میکنن؟ اگه روی این قضیه کار نمیکردی پس چطوری ناگهان فناوری لیزری در آمد؟
خوب شد این زمستون اومد و ما چشممون به جمال این کلاه زمستونیا روشن شد که بعضی از این پیرمردا سرشون میکنن و هیچ جای سرشون رو نمیگیره و فقط یه بخشی از کاسه ی سر رو میشه گفت احاطه کرده.حالا من نمیدونم اون وسط چیه که باید مخفی بشه.با این وضعیت نمیدونم چجوری رو سرشون می مونه و نمیوفته. بیشتر بهشون دقت کنین.یه دنیا حرف در خودشون دارن این کلاه ها.مثل روسری دخترها
چجوری میتونه بدون اینکه لکنت پیدا کنه یا عرق کنه یا دست پاچه بشه یا به نفس نفس زدن بیفته نیم ساعت تموم یه ضرب حرف بزنه و دروغ و اراجیف و پرت و پلا بگه.الحق که ما با پدیده هایی مواجه هستیم که اینگونه اند.یکی دوتا هم نیستند. طرف خیلی با استعداده وقتی که حدی برای وقاحت و اراجیف بافتن نیست.
پیرمرد چشم ما بود. چشمش را دور دیدند و ناجوانمردانه بر وی تاختند. ...و ما هزارباره بر مظلومیتش گریستیم اما گرگها خوب بدانند گر پدر مرد.... و ما باز هم اندوه وار به نظاره نشسته ایم
وقتی که اشک دوباره به چشمانمان آمد برادر خاطرت هست؟
کلید اصلی تمام این وقایع در دست کیست؟ اینجا مثل یه خونه ی تاریک پر از شبح می مونه. اشباح هریک از یک سو به سوی دیگر روانه میشوند در تاریکی این خانه ی جهنمی. کلید این اتاقک تاریک در دست کیست؟ عالیجناب در سلامت به سر میبرند و عمرشان بدون هیچ بازخواست و گزندی مستدام باد. سرخپوشان و خاکستری پوشان از پس پرده نگاه میکنند. صدایی از میان دیوار به گوش میرسد:صبح بخیر عالیجناب. از پس پرده نگاه کن.
این ارتش سایبری هم راه به حالش نیست. فقط کافیه شما بهش یه آدرس اینترنتی بدین اینا میرن هکش میکنن.حالا رفتن سایت فرودگاه مهرآباد رو هک کردن. حالا یکی نیست بگه اینا کی ان؟ چی ان؟
این فضای سایبر در و پیکر نداره؟
پی نوشت:همه سر کار بودیم بازهم کار فرورتیش بود.بدجوری واقعی دروغ میگه. شرمنده
آقا این روزهای تعطیلی رو از توی تقویم حذف کنین خیال خودتونو ما رو راحت کنین.تمام خستگی آدم از این روزهای تعطیلی.واقعا اگر این روزهای تعطیلی نباشه هیچ کس خسته نمیشه و البته اگه تلویزیون رو هم تعطیل کنین هم که دیگه دستتون درد نکنه.
اولین موجود ایرانی که رفته فضا یا آدم بوده یا حیوون یا گیاه اگه آدم بود که اینقدر بیکار نبود بره فضا.هیچ اسمی هم ازش نبردن بدبخت رو.احتمالا روزنامه نگار بوده به فضا تبعیدش کردن.حالا معلوم نیست اون تو چجوری جا شده.فلذا آدم نیست. گیاه هم نیست چون گیاهان سبزند و ما اصولا با سبز مشکل داریم و چون اونجا خاک و نور و باغبون نیست و البته گلدون نیستش که سفینه ست فلذا گیاه هم نیست. می مونه حیوون که بازهم معلوم نیست چیه.یا پشه است یا فیل.یا سوسک و خرخاکی و اینا. فلذا یه حیوانهایی کوچک و بزرگ از بین اینا در میان بود که به هوا رفت.
هنوز دولت الکترونیک رو نتونستیم به پیاده سازیش حتی نزدیک بشیم ولی حالا میخواهیم پلیس اینترنتی راه بندازیم. حتما اولین قدم برای تحقق دولت الکترونیک راه اندازی پلیس اینترنتی و شاید حتی گشت وِیژه ی مجازی و البته زندان مجازی و دادگاه الکترونیک وکارت هوشمند اعدام باشه.
این بازیگرهای سریالها یا فیلمها که میخوان با لهجه ی فرانسوی یا انگلیسی , فارسی حرف بزنن لهجشون میشه عینه زی زی گولو..حالا این به کنار بعضی وقتها یارو عربی حرف میزنه اون یکی انگلیسی جوابشو میده.بعدها توی پخش یه زیرنویس فارسی میزارن که همیشه خدا دقیقا توی همون لحظه یه آگهی یا نکته ای به طور همزمان زیرنویس میشه .
آخه بابا جان این که گفتگوی مستقیم با مردم به صورت رو در رو نیست که هر دفعه هم میگی.گفتگوی مستقیم راه داره روش داره.شهر هرت نیستش که.نشستی داری با مجری حرف میزنی مردم هم نگاه میکنن.این کجاش گفتگوی مستقیم با مردمه؟
با یه لوگوی تهران امروز حال میکردیم که اونم ازمون گرفتین.انصافا عجب ذهن جالبی داشته اونی که اولین بار این حرف رو زد. این سازمان استعدادهای درخشان کدوم گوریه؟آقای استعداد درخشان بیا و آقایی کن و بین خودتو و امین آباد زوج و فرد کنین این یارو رو ببرین.ثواب هم داره.خدا هم بهتون اجر میده. اینم یه سری نمونه های پیشنهادی برای تهران امروز وزین.
آخر معلوم نشد ما جنگ رو پیروز شدیم یا جام زهر دادن نذاشتن پیروز بشیم. آخر معلوم نشد موسوی نخست وزیر محبوب امام یا معارض برانداز. آخر معلوم نشد خاتمی دیدار کرد یا نکرد آخر معلوم نشد چی شد؟
این همه راه میکوبی میری تجدید بیعت کنی؟ بیکاری؟ بشین از توی خونه تجدید بیعت کن بعد فوت کن.یا تجدید بیعت مجازی راه بنداز از توی اینترنت.خوبه دیگه.هم توی وقتت صرفه جویی کردی هم در کاهش آلودگی هوا کمک کردی. البته این توی یک مورد کاربرد نداره و اونهم وقتیه که بخوای همه ببینن و بفهمن که تجدید بیعت کردی
این اینترنت نیم بند ناقص رو هم درش رو تخته کنین خیال خودتون و مارو راحت کنین.ول کن بابا.میخوای چه کنی اینترنت رو.به خدا من اینترنت کلا نباشه بیشتر آرامش دارم تا یه کوفتی مثل الان.نه پرسرعت میخوایم نه وایمکس نه هیچی.دایل آپ هم نمیخوایم.ول کن.ببند درش رو.
آخه مگه میشه ایمیلی که بخواد به کروبی زده بشه اشتباهی بره به کیهان؟ مگه لک لک نامه رو میبره؟ مگه هاگوارتس هری پاتر ایناس که جغد ها رو تفتیش کنن؟آره؟اصلا چطور میشه یکی به کیهان ایمیل بده؟
اگر یه کاری کردی و همه دیدند و هزار تا دوربین ثبتش کرد و تو تکذیبش کردی.... اگر هرکاری کردی بگی من نبودم فتوشاپ بود.... اگر هر اراجیفی که به ذهنت رسید به زبون آوردی.... اگر هر حرف دروغی که خواستی زدی و تازه طلبکار هم بودی.... اگرهیچ کاری نکردی و جاروجنجال را انداختی که همه کار کردم.... اگر دیگران را خر فرض کردی....
خیلی بده که به یکی سلام کنی و اون به جای جواب سلام دادن یاد مشکلات کامپیوتر و ویندوزش بیفته و گیر بده بیا ویندوز من رو عوض کن.تازه نظرم بده که مثلا نصب بابیلون باعث شده ویندوزش هک بشه
این فدراسیون وزنه برداری رو اسمش رو عوض کنن بذارن فدراسیون نمونه برداری. همه از دم یه بار رو توی این فدراسیون دوپینگ کردن.تازه دوپینگ توی این فدراسیون جرم نیست و منع قانونی ندارد.دوپینگیا رو ترفیع هم میدن.
نکته اینکه معاون سینمایی کشور میره پشت صحنه ی فیلم زم هریر یه سکانس رو به طور افتخاری کارگردانی میکنه و حالا که بعضی ها از فیلم بدشون اومده آقا اعلام برائت کردن از فیلم. حالا اگه این فیلم توی جشنواره تحویل گرفته شده بود و ازش انتقاد نمیشد بازهم این بابا میومد اعلام برائت کنه یا هرجا میشست میگفت من این فیلم رو کارگردانی کردم؟ اعلام برائت هم خوب مد شده این روزها.
در خبرها آورده بودند که آلودگی خلیج فارس دیگر قابل کنترل نیست گفتم ای آقا جان,ول کن این حرفها رو.مگه اون موقع که قابل کنترل بود چیکار کردند که حالا دیگه نمیتونن. گفت خیلی کارها کردند چطور نمی بینی؟ گفتم بله.خیلی کارها شد.خلیج فارسمان را عرب کردند.میدان گازیمان را قطر برد.عربها بردند و خوردند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم. گفت که حرف حساب جواب ندارد.
بعد از عمری میخوای بری کوه هزارتا برنامه و مشکل و مهمونی و مراسم و کار برات پیش میاد که البته آخرش نه میتونی به کوه رفتنت برسی نه به هیچکدوم اون کارهای دیگه.
یه معلم داشتیم دوران دبیرستان هر هفته امتحان میگرفت و میترسوندمون که این امتحانا خیلی مهمه.آخر ترم موقع امتحان اصلی بهش گفتیم این ورقا رو چیکار کردی؟ طفره رفت جواب بده.آخر سر فهمیدیم که یه رودخونه بغل خونه ی اینا بود و این هر دفعه برگه ها رو مینداخت توی آب.این آقا بعدا رفت معاون وزیر ارشاد شد. و ما از اون موقع به این بی احترامی ها عادت کردیم.
هروقت میخوای صبح زود بیدار شی شب قبلش بد خواب میشی و خواب نمیبره و دهنت سرویس میشه تا بخوابی و البته بیشتر دهنت وقتی سرویس میشه که بخوای از خواب بیدار بشی. آخه چرا 8 صبح امتحان میگیرین؟ خب بذار 9 بگیر.
نشستی تو تاکسی همواره دلهره داری و داری از دست راننده خطی حرص میخوری.اصلا با فرمون کار نداره و داره چایی میخوره.تازه اونجایی حرصت بیشتر میشه که بر میگرده عقب به مسافرا قند تعارف میکنه.بعدش هم چاییش رو با متانت میخوره و سرش رو از پنجره میبره بیرون و چهار تا فحش آبدار هم میده.
الان که باید برف نمیاد اونوقت یهو وسط اسفند برف میگیره بعد تا آخر خرداد بارون میاد.بعد عین چی جهنم میشه هوا تا مهر.مهر و آبان بارون میاد.آذر برف شدید میاد مدارس تعطیل میشه.در ضمن همواره هوا گرمه.چه موقع آفتاب چه بارون چه تگرگ چه برف.اداره هواشناسی رو هم جمع کنین بره.دیگه هرچی بود من گفتم.
چرا هی میخوان یه چیزی از خارج وارد کنن؟مگه ما تولیدکننده نداریم؟ از شکر و برنج و میوه گرفته تا دسته بیل و سنگ قبر و هزار تا چیز دیگه.الآن هم که برادر وزارت نفت داره بی خبر از خودکفایی گازوئیل وارد میکنه.
دارن این علی آبادی رو می چپونن توی دولت مهرورز.معلوم نیست تخصصش هم چی هست.اول توی شهرداری بود.بعد رفت توی تربیت بدنی.بعد خواستن وزیر نیروش کنن.نشد.بعد خواستن رئیس کانون بازنشستگان وزارت نفت بکننش نشد.حالا شده معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان شیلات. تورو خدا یکی بگه این توی چه حوزه ای تخصص داره.انصافا چه به روز ورزش آورد
یه قطار چپ کرده و هشت نفر مردن و خیلی ها زخمی شدن اما تا این لحظه دریغ از یه تسلیت خشک و خالی از سوی خواص به عوام.دریغ از یه عزای عمومی.دریغ از یه کم توجه.دریغ از احترام.
برادر وزیر کشور گفته که سرنخ های خوبی از ترور استاد دانشگاه تهران به دست آورده ایم. این که همون لحظه اعلام شد کار کار کیه و اینکه همون لحظه کارگرای شهرداری محدوده ی انفجار رو سریعا آب و جارو کردند و اینکه ... پس دیگه چطوری سرنخ به دست آوردند؟ از کی بازجویی کردند؟ سرنخ اصلا میخوان برای کجا؟ آقا ما میدونیم کار آمریکاست.
اعلام شده که فیلتر شکن جرمی ست قانونی و استفاده کنندگان آن مجرمند و ما آنان را محاکمه میکنیم.یه نکته یی هست اینجا و اون اینکه فردی که از فیلتر شکن استفاده میکنه هویتش مخفی می مونه و آی پیش تغییر میکنه و در صورتی شناسایی میشه که از فیلتر شکن استفاده نکنه.پس در این صورت مجرم نیست.پس مجرم کیه؟چطوری شناسایی میشه؟کی شناسایی میکنه؟اگه اشتباه میگم یکی راهنماییم کنه.
یورو نیوز میخواد بخش فارسی راه بندازه اونوقت برادر امور خارجه میگه اگه قصدشون ترویج زبان فارسی باشه خوب است.یعنی احتمالا یورو نیوز میخواد از این لوح های فارسی اول دبستان بیاره و هرشب به جای تحلیل مسائل ایران دیکته و مشق شب بگه و از این ادا اطوارا.یعنی برادر امور خارجه منظورش اینه؟ خوب چرا مثل آدم محکوم نمیکنه؟
یکی به من حالی کنه که خواص کیه؟ عوام کیه؟ مردم کجان؟ من کی ام؟ تو کی؟ اینجا کجاست؟ چرا خواص و چرا عوام؟ این همون ارباب و رعیت شد که دوباره.برگشتیم به 10 سال قبل از انقلاب.
طرف برگشته گفته صفرها رو میخواد از واحد پول ملی حذف کنه..اینکه این صفر ها رو برداره چه تحولی بزرگی تو کشور رخ میده رو فعلا کار ندارم.بحث من اینه که آقا جان اصلا پول ملی رو کلا حذف کن خیال خودتو مارو راحت کن .