به یاد فرهاد
بوی باروت بوی خون ....
....وحشت ریختن مامور توی کوچه از سروصدای زیاد
....فکر ترقه در کردن یه دختر چادر سیاه
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا روزگارمو سر میکنم
بوی باروت بوی خون ....
....وحشت ریختن مامور توی کوچه از سروصدای زیاد
....فکر ترقه در کردن یه دختر چادر سیاه
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا روزگارمو سر میکنم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر