یکشنبه، بهمن ۴

45

نشستی تو تاکسی همواره دلهره داری و داری از دست راننده خطی حرص میخوری.اصلا با فرمون کار نداره و داره چایی میخوره.تازه اونجایی حرصت بیشتر میشه که بر میگرده عقب به مسافرا قند تعارف میکنه.بعدش هم چاییش رو با متانت میخوره و سرش رو از پنجره میبره بیرون و چهار تا فحش آبدار هم میده.

این تاکسیرانی در و پیکر نداره؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Featured